ازدواج آدم را  یا خوشبخت می کند یا فیلسوف .

لینک
۱۳٩٠/٧/٢٤ - میم . دانش

       

 

همینکه خبر پاره شدن لایه ازن همه جا منتشر و کنفرانس ها و نشست ها و و این حرفها برگزار شد شورای عالی فصول هم که به لحاظ سازمانی دست کمی از دیگر ارگانهای ذیربط ندارد ، با حضور تابستان و پائیز تشکیل جلسه داد و مقرر گردید هر کدام از فصول یک درجه سانتیگراد در تابستان گرمتر و یک درجه سانتیگراد هم در زمستان سردترش کنند تا علی الحساب ؛ حساب و کتاب جو و آسمان بهم نریزد تا بعد ببینند چه غلطی میشود کرد که هوای زمین الکی هدر نرود . یک کپی هم برای زمستان گذاشتند زیر متکای تخت اش تا همینکه از خواب بیدار شد نظر موافق اش را اعلام کند . 

لینک
۱۳٩٠/٦/۳۱ - میم . دانش

       

تابستان برای یک دوره سه ماهه دیگر تمدید شد خیالتان راحت .

لینک
۱۳۸٩/۸/٢٧ - میم . دانش

       

 

رفتیم کافی شاپ دیدیم بساطش را ورچیده و رفته و تعویض روغنی با دستگاه جایش باز شده ؛ ما هم تعلل نفرمودیم و دادیم حالی به روغن و فیلتر و دم و دستگاه زبان بسته مان بدهد باشد که بهمان سواری مدام بدهد

لینک
۱۳۸٩/٧/٢٢ - میم . دانش

       

خش و خش ، شرّ و شر ،‌ ویزّ و ویز  ؛ صدای ناله ی جاروی یک مرد نارنجی ؛ صدای نشت یک لوله ی خانه بهمراه پرواز مدام و بی وقفه ی یک پشه ی سر مست که دانسته میهمان سفره جان من است امشب ، خوب یا بد ؛ در هم شکسته سکوت ساده ی یک شب گرم بهاری را .

من - تهران - ٢۶ خرداد ماه ٨٩

لینک
۱۳۸٩/۳/٢٧ - میم . دانش

       

زندگی را جاری ساختند و برای اینکه زیاد از حد دور برندارد اشکها و لبخندها را جلوی پایش گذاشتند

لینک
۱۳۸٩/۳/٤ - میم . دانش

       

 

تا همین چند وقت پیش فکر میکردم که شاید یکی از کسانی باشم توی این روزگار که هم منظور از حرفهایی که با اطرافیانم میزنم را خوب به دیگران میفهمانم و هم منظور دیگران را خوب میفهمم . حتی بعضی وقتها به خودم اجازه میدادم توی صحبت دیگران معنی و منظور این یکی را برای آن یکی تشریح کنم و دلیلیش را هم فکر میکردم میدانم ؛ فکر میکردم ، وقتی برای چیدن کلمات خوب کنار هم و ترکیب بندی یک جمله برای مخاطبم و یا شنیدن درست حرف او ؛ خوب فکر کنم و کلمات درستی را کنار هم بچینم یک سازه ای از کلمات میسازم که هر کس ببیند و بشنود فهمیدن منظورم از ساختن این آپارتمان کلمات برایش به آسانی فهمیدن منظور سازنده برج ایفل باشد ؛ حالا هم چند وقتی است که احساس میکنم با بعضی از مردم که حرف میزنم هر چند هر دو فارسی حرف میزنیم اما فهمیدنش در گوش مخاطبم از زبان چینی سخت تر است و درک اینکه او چرا حرف من را نمیفهمد از یادگیری زبان ژاپنی برای خودم ...انگار با بعضی از مردم خیلی باید کلنجار رفت تا شیر فهم شوند .

لینک
۱۳۸٩/۳/۱ - میم . دانش

       

یک حکومت بد بهتر است یا هرج و مرج ؟

لینک
۱۳۸٩/٢/٢۸ - میم . دانش

       

آخرین سنگر لبخندی است سرد ؛ بعضی از حرفها گفتنی نیست

لینک
۱۳۸٩/٢/٢٤ - میم . دانش

       

 

نبودن تضاد فرهنگی به این معناست که وقتی مسئله ای تو را اذیت میکند باعث تفریح دیگری نباشد ؛ به عبارت ساده تر موضوع اینستکه مجموعه ای از مفاهیم و ارزشها که طی مرور سالها برای کسی به شکل فرهنگ فکری و تفریحی و  زیستی و در نهایت معاشرتی او در آمده در طی همان سالها  وارونه اش برای شخص دیگری شکل نگرفته باشد . مثل اینکه من از رینگ اسپرت برای ماشینم بدم بیاید ولی یکنفر دیگر از ماشین من بدون رینگ اسپرت !

لینک
۱۳۸٩/٢/۱۸ - میم . دانش

       

روزگار سیاه است ؛ به سیاهی چشمان تو

لینک
۱۳۸٩/۱/٢۸ - میم . دانش

       


حرف ها دو جورند . بعضی به دل می نشینند و مقادیری به کله ی آدمیزاد مثل میخ فرو میشوند تا بمانند برای ابد . آنهایی که نه به دل می نشینند و نه در کله فرو می روند هم که تکلیفشان معلوم است ، باد هوا با خودش میبرد

لینک
۱۳۸٩/۱/۱٩ - میم . دانش