شنیدیم بهار می‌آید، گفتیم آماده شوند   

دادیم آسمان را جارو کردند آبی شود. ابرها را شستند دوباره پنبه شدند. خورشید را جلا دادند گرم بدرخشد. برای کبوترها سرمه کشیدند زیبایی‌شان به چشم بیاید. منقار کلاغ‌ها را برق انداختند مغرور تر شوند. باد را از ابریشم گذراندند پاک شود. درخت‌ها را گردگیری کردند باز سبز شوند. موهای گربه‌ها را شانه کشیدند مرتب شوند. برگ‌ها را از زمین جمع‌ کردند گل‌ها برگردند. دختران را بیدار کردند دل بربایند.

شنیدیم بهار می‌آید، گفتیم آماده شوند ...

لینک
۱۳۸٥/۱٢/٢۱ - میم . دانش

   غيرتهای من در آوردی   

جالبه ها ... یه رفیق داشتم که از همون روزای دبیرستان افتاد تو فاز هیئت  و تکیه و سینه زنی و مداحی و ریش و این مسائل ... چند وقت پیش دیدمش با یه خانومی ... سوارشون کردم و احوالپرسی ... تو مسیر خانومش یه کلمه جیک نزد ... گفت ایشون هم خانواده بنده هستند ... منم فقط گفتم مبارکه انشاءالله ... موقع پیاده شدن هم به زنش گفت خانواده آماده باشید پیاده بشیم ...

دو کلمه حرف بیشتر ندارم ... آخه این تعصبات الکی رو با قیافه های مذهبی نما به خورد خلق الله میدن ملت ما هم که عادت کردن که دین و خدا و پیغمبر  و از دهان مبارک این افراد و شیوه زندگیشون بگیرن ... آخه آدم حسابی یکی نیست بگه تو از کی داری تقلید میکنی اگه پیشوات علی علیه السلام هستند که همه ما میدونیم ایشون تو زمان رهبری جامعه اسلامی که بیشترین مسئولیت دینی به عهده شون بود همه میدونستن که اسم همسرشون فاطمه زهرا است ... همه میدونستن اسم همسر پیامبر خدیجه است ... از اینا که بالاتر نیستید ...

بشکنید این حصار مسخره تقدس مآبانه رو که بد ترین صدمه رو به دین شما ها میزنید

لینک
۱۳۸٥/۱٢/۱۱ - میم . دانش