وقتی عشق و سياست به هم گره می خورند   

 ۲۴ آذر روز مهمیه دوستان
اول به خاطر انتخابات خبرگان و دوم به خاطر کاندیدها و سوم هم به خاطر ماجراهای جالبی که واسه برو بچه های آشنا تو این روز افتاده ...
جدا از کسانی که رای نمی دن و فکر می کنن این طوری یا یه جوری اعتراض خودشونو به شرایط جاری نشون میدن یا فکر می کنن که نظام از مشروعیت می افته و یا ... که همشون اشتباه فکر می کنن ؛ شرکت کردن تو این دوره خبرگان خیلی سرنوشت سازه بچه ها ..
اول به خاطر بالا رفتن سن مقام رهبری که احتمال فوت برای ایشون تو این دوره جدید ۱۰ ساله (که ده سالش کردن به زور ) می ره ... بالاخره حق آدمیه اما به این شرط که بعضی ها دنبال احقاق حق ایشون نباشن لا اقل تو این یه مورد ...
دوم به خاطر حضور افرادی با طرز تفکر خاص و جدا از دیگران ... هاشمی رفسنجانی قبل از انتخابات جریان شورای رهبری رو مطرح کرد که با توجه به نکته بالا بحث هدفمندی به نظر میاد ... یعنی یا یه عده ای روی فوت رهبری حساب کردند یا ... در هر صورت باید حتی تمام اون کسانی که به سرنوشت خودشون احترام میگذارن دست از عقب نشینی بردارن و نگذارن که سرنوشت یک عده به دست یه عده دیگر تعیین بشه ... بترسید از روزی که ما هم مثل اجدادمون فحش بی بخاری در مقابل قاجار خائن رو از نوه هامون در مورد این شرایط جامعه بخوریم که خرجش رفتن تا اولین مدرسه یا مسجد برای انداختن یه رای کوچیک اما پر بها بیشتر نیست
و در آخر خبر دار شدم ضیغی و قولباقه با چربک ( این قسمت مربوط به دوستانی است که اسمهای مستعار رو میدونن ) پای صندوق رای حاضر می شن و قبل از اینکه جشن سالگرد رابطه خوبشونو بگیرن اول انگشتشونو جوهری می کنن تا سندی باشه واسه احترام  به نسل بعد ... این جاست که ادم کم میاره که میبینه دوتا کلاغ آشق در عین اشقولانه چقدر سیاسی ان
 چربک هم گویا بیشتر به اصلاح طلب ها رای می ده اما حاضر خواهد بود  ... بابا تو دیگه کی هستی
لینک
۱۳۸٥/٩/٢۳ - میم . دانش

   24 آذر پای صندوق رای   

از بعد از انتخابات ریاست جمهوری که احمدی نژاد رو به ریاست رسوندیم دیگه یه چند وقتی بود که کم کم داشتیم احساس می کردیم تو اداره مملکت هیچ پخی نیستیم ... زیاد حرفی ندارم و نمی خوام به این زودی خط سیر وب نوشته هام رو بر ملا کنم ... فعلا ترجیح میدم یه کم با هم بخندیم به تبلیغات کاندید های شورای شهر که قدر عافیت رو بیشتر بدونید و بفهمید که اون زمانی که داشتن عقل تقسیم میکردن بعضی ها واقعن یا تو صف نبودن یا اگر بودن آبکش به دست بودن تا پیاله به دست ... اولیش متعلق به احمد و محمود شوکت که توی شهر قــــــم کاندید شدن ... طرف خیلی با ژست و تیریپ رفته پول خرج کرده عکس خوشحال از خودش گرفته و با افتخار زیرش نوشته رای به احمد شوکت رای به اقتدار شهر شما ... دو تا نکته هست یکی اینکه من اگر اسم فامیلم یه چیزی بود که مردم تو سه ماه تابستون با خنکای وجودش شبای گرمشونو سپری می کردن از گرسنگی آجر گاز میزدم اما با این اسم کاندید نمی شدم ... و دیگه اینکه طرف پرت تر از این حرفاست و خیال کرده تو انتخابات داخلی ایالات متحده شرکت کرده که رای به خودش رو رای به اقتدار معنا کرده ... این یعنی یکی زیر پای این موجود پدیده خربزه انداخته ... 
لینک
۱۳۸٥/٩/٢۳ - میم . دانش

   ياد داشت اول ::.. پدر ..::   

بسم الله الرحمن الرحیم
و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و جمیع النبیاء و المرسلین و الصالحین و الشهداء و الصدیقین و حسن اولئک رفیقا
اللهم عرفنی نفسک ... فانک ان لم تعرفنی نفسک ... لم اعرف نبیک
اللهم عرفنی نبیک ... فانک ان لم تعرفنی نبیک ... لم اعرف حجتک
اللهم عرفنی حجتک ... فانک ان لم تعرفنی حجتک ... ضللت عن دینی
اللهم وفقنی لما تحب و ترضی و جنبنی عما لا تحب برحمتک یا ارحم الراحمین
اللهم صل علی محمد و آل محمد واهدنی لما اختلف فیه من الحق باذنک انک تهدی من تشاء الی صراط مستقیم
::. در سال پر خیر و پر برکت پیامبر اعظم و رسول مکرم حضرت محمدبن عبد الله (ص)
بهترین آغاز و زیبا ترین شروع برای این برگ زرین و مبارک خواهد بود به امید آن روز که
پر بارترین مطالب و مسائل علمی ِاخلاقی سیاسی پژوهشی و تاریخی در این وب لاگ
ثبت و منتشر گردد    برای محمد رضا دانش ؛ فرزندم محسن  آرزوی توفیقات و تاییدات الهی
را در سایه ولایت دارم  ..::
والله المستعان
     ::..دانش..:: 
لینک
۱۳۸٥/٩/۱۱ - میم . دانش

       

این وبلاگ متعلق به skyboy612 می باشد
لینک
۱۳۸٥/٩/۱٠ - میم . دانش