_میبینی مسافرت با ماشین همین چیز هاش کیف دارها . اینکه هر جا میخوای وایسی ، وایسی . آروم بری ، تند بری ؛ اصلاٌ همینکه باد دور ماشین میچرخه و گوشهای آدم کیپ میشه و سنگین میشنوی و باید الکی ادای قورت دادنو در بیاری تا گوشات باز بشه لذت بخشه . نه ؟

_ها ؟! چی میگی ؟

لینک
۱۳۸۸/۳/٢٧ - میم . دانش

       

گفتم آخ !

مادر جان گفت چه شد ؟

گفتم توی این بلبشو باران را کم داشتیم که آمد .

گفت بچه جان باران ها معمولاٌ کارشان اینست که بشویند و ببرند وقتی باران زد خوشحال باش .

چیزی نگفتم و خوشحال شدم .

لینک
۱۳۸۸/۳/٢٥ - میم . دانش

       

قصه دردناک غصه ی من و تو و همه ی جوان ایرانی اینجاست جایی که آزادی بشود تمام سهم خواهی ما از آینده . تمام خواسته ات از آینده فرار به عقب باشد از به بهانه آزادی . چیزی که هست اما باید بنا را بر این بگذاریم که نیست

لینک
۱۳۸۸/۳/۱٠ - میم . دانش

   اینروزها   

 

با تمام احترامی که برای آقایان قائلم لازم و ضروری میدانم که سکوت نکنم و بگویم که صرفاٌ با چهل و چند عدد عکس در روز کنار سید محمد خاتمی همراه با ژست ها و فیگورهای روشن فکری نمیشود یک شبه اصلاح طلب شد . اصلاح طلبی یک تفکر است همانطور که بسیج ! نمیشود امشب علامه این یکی بود و فردا ملای آن یکی . بیشتر به این میماند که یک بچه سرمایه دار که مدتهاست ترک تحصیل کرده حالا در یک رشته درسی جدید تری که اسمش خیلی دهان پر کن است معلم سر خانه گرفته . میر حسین حتی به اندازه نیمی از خاتمی هم نیست . من اگر بجای او بودم از حساب اعتباری خودم خرج میکردم البته اگر بود ؛ اگرنه از جیب دیگران که کاری ندارد . ولی اینرا میدانم که امروز که هنوز بجای خودم هستم از تمام آموخته هایم استفاده میکنم و نتیجه میگیرم که شخصی را که فکر میکند تمام مشکلات این سرزمین در اجرای تعبیر نا صحیح از واژه استقلال و آزادی است انتخاب نکنم . هر چند اجرای موجود را هم صحیح مطلق نمیبینم . اجازه بدهید با صراحت بگویم شاید این افراد جزء بهترین و شایسته ترین ها نباشند اما از بین همینها هم میشود با کمی تحلیل بهترین را انتخاب کرد .

لینک
۱۳۸۸/۳/٩ - میم . دانش