يانگ تسه فرزند تكو ، تكو فرزند آوومي ، آوومي فرزند يوآن لينگ ؛ و يوآن لينگ بزرگ خاندان شيان است . در دهكده كوچك آنها سنت حكومت ميكند . آنها در راه رفتن در ازدواج در غذا خوردن و حتي حرف زدن و خوابيدن بايد سنت را لحاظ كنند . مثلا پسران در ازدواج بايد دختري را از خانواده اي با اصالت انتخاب كنند كه پاهاي ظريفي داشته باشند . و بايد اضافه بر اين فقط به كاشت پنبه بپردازند و كشت ابريشم . دليل اش هم اين است كه دختري كه پاهايش ظريف باشد پايبند شوهر خود خواهد بود و مطيع و فرمانروا. پنبه و پرورش كرم ابريشم هم كسب و كار تميز و آبرومندي است . يانگ تسه در آخرين سفرش به روستايي دور افتاده كه برنج كارند و فقير و بي اصالت از نظر اجدادش ، عاشق دختري از قبيله شوان ليو شده كه ساقهايش قوي و خوش فرم تر است و حسابي پايبند تر است از دختران با اصالت دهكده خودش كه به باسن شان هم مي گويند پيف پيف دنبال من نيا ! خاندان تا به حال چنين سنت شكني و گستاخي به خود نديده بود . تسه از بوي مزارع برنج بيشتر خوشش مي آيد تا پنبه و بوي گند كرم هاي ابريشم احمق !

لینک
۱۳۸٦/۱٠/٧ - میم . دانش