من و ماشینم و خیابان و چهار راه با چراغ قرمز و سبز و زرد لعنتی و پلیس سر چهار راه و دختری که از چراغ قرمز رد میشود ، دکه سر چهار راه و آدمهای چهار ر اه بعدی و قبلی  دکه روزنامه فروش با روزنامه هایش و حتی با آدامس هایش و آشغالی جلوی درهمه خانه ها با خانه هایشان و آدمهایش و هرچی توی جیبشان دارند  قابلمه تفلون مادر و تو روی هم بهمان میگویند جامعه ؛ بقچه مامان بزرگ هم با یک عالمه خرت وپرت البته خودش یک دنیایی است آقا !
لینک
۱۳۸٦/۱٢/٩ - میم . دانش