با احتساب امروز میشود دقیقاٌ سه روز که داریم ایرانیزه و سنتی تعطیلات میگذرانیم  ، تعطیلاتمان به خوردن قرمه سبزی و زرشک پلو با مرغ و قس علی هذا هر چه شیرین کاری و حرکات محیرالعقول کدبانوان ایرانی از اطعمه و اشربه که از مطبخ خانه بیرون میزند میگذرد  که الحق و الانصاف در مقام قیاس با  روزهای عادی که هرچه کوفت و زهر مار در ایام هفته به خورد مان میدهند به بهانه کمبود وقت و مشغله ههای زنانه ؛ این ایام تعطیل حسابی از خانم های دربار من باب پخت و پز رضایت داریم ، البت فراموششان شده زیرکی ما یا خودشان را به آنجا زده اند که ما میدانیم میان هفته به خاطر حضور کمرنگ تر ما در خانه است که فی الواقع حضور شمسی خانم و مریم خانم و فلا ن و فلان را پر رنگ تر میکند و اینها میشوند مشغله .  و ما هم البته به گوشه نشینی به لم دادن روی مبل و ملاحظات سمعی و بصری و خواندن مجلدات سیاسی و انجام امور استراتژیک شب عید مثل خرید های طاقت فرسا و کمر شکن و بحث و جدل سیاسی با مابقی مهمانها که از خارجه ی خانه شرف یاب حضور می شوند . البته ترکش اینروزهای تعطیل به جماعت رجال خانه نیز میتواند بیشتر از این اصابت کند که همان حضور در احیای انباری ها موات و اطاقهایی که بهم ریخته اند و غیره باشد و ولو به گردگیری ؛ که از بیکاری و مفت خوری محروم شوند اما ما در اینحالت دو راه داریم ، یا باید اولیا حضرت مادر بزرگمان را از قبل تدبیر کرده باشیم که باشند که ایشان به واقع لنگه ندارند و جزء آنتی فمینیست های کلاسیک اند و اصولاٌ هرگونه تحرکی از سوی رجال را در خانه و انباری و به طریق اولی در مطبخ را توهین به جایگاه رفیع و با عزت مرد سالاری میداند که ما هم همیشه اتوماتیک و مسلوب الاراده خدمت ایشان ارادت داریم  ، یا اینکه طی یک دور اندیشی بس مردانه چنان در درس و جزوات و تحقیقات و امثالهم سرگرم شویم که این خیال را قوت بخشد که اگر از مطالعات لحظه ای دست کشیدیم عالم و آدم از ضرر آن مصون نخواهند بود . هرچند این روش محدودیتهایی را برایمان متصور میشود اما اصولاٌ از نبودنش بهتر است . کیفوریتمان اما از خوشی چند برابر است چرا که با ادای احترام خدمت مهد اولیاء مادر بزرگ یک راه سومی مضاف بر سابق کشف نمودیم که بماند و از همین گوشه مبل و استراحت مطلق از پس شرمندگی شان با تشویقات متنوع بر می آییم  و النهایه کیفمان کوک است .

 

 

باقی بقایتان / میم دال

 

لینک
۱۳۸٦/۱٢/۱۸ - میم . دانش