آخر دنیا شاید زمستان باشد که دارد تمام میشود ، آخر دنیا شاید بهار باشد که این پا و آن پا میکند اسمش را بخوانند که بیاید روی سن تعظیم کند . آخر دنیا شاید توی نایلون پلاستیکی ماهی قرمز پسرکی باشد که یکدست اش را فقط تخصیص داده به محکم نگه داشتن آن که نیفتد ، آخر دنیا شاید بیفتد چهارشنبه که حسابی بترکاند و آتش بسوزاند . آخر دنیا بستگی دارد که بدانیم دنیایش گرد است مثل شکم اصغری یا طولانی است مثل ریل راه آهن ؟ اگر گرد باشد که برمیگردد سر جای اولش ! زمستان ، بهار ، تابستان ، پایییز و بعدش دوباره زمستان . اگر طولانی باشد آن اسکیموی چاق دقیقاٌ نشسته ته دنیا  تمرکز کرده و کمین هم کرده که نیزه اش را داخل شکم آخرین شیر آبی کند و بندازدش روی سورتمه اش و دوان دوان برگردد کمی عقب تر آخر دنیا و کباب فیله شیر ماهی بخورد . آخر دنیا واقعاٌ کجاست ؟ 

هوایش را دارید برای بسط بیشتر و شرح عمیقتر حول و حواشی آخر دنیا یکی دو خطی مرقوم نمایید  و مشعوفمان کنید  من باب قبول دعوت  .
 آخر دنیا کجاست ؟ چیست ؟ چه شکلی است ؟ چه جور موجودی است اصلاٌ ؟

 آقایان :  میرزا پیکوفسکی ، مرخص الفکر    و جناب  ناکچرنا پلکسوس              خانم ها : سان ، دانهیل قرمز،

باقی بقایتان . هنوز یک روز تا آخر سال مانده

لینک
۱۳۸٦/۱٢/٢۸ - میم . دانش