معلوم نیست بارانی که چند روز پیش آمد آب بوده یا اسید ! . لعنتی حساب این یکی را نکرده بودم .شسته و برده لامذهب ؛ کتاب را زده ام زیر بغلم و توی حیاط دنبال آن نقطه هایی میگردم که قبلاٌ با گچ علامت گذاری کرده بودم و الان باران ترتیباتشان را داده ؛ چند روز قبل گفتم شاید به درد بخورد از سر بی حوصلگی دوره افتادم چهار تا نقطه را توی حیاط علامت گذاری کردم که آفتاب گیرشان به ترتیب خیلی خوب است - بد است - گاهی آفتابی گاهی سایه است - و یک نقطه آخر که آفتاب کنف کن است .الان که دقیق پیدایشان نکردم اما تقریباٌ توی آن نقطه ای هستم که بی هوا از پشت ساختمان روبرو که در بیاید تا ازلابلای درختها رد کند و بیاید طاق آسمان گاهی آفتاب است گاهی سایه . یکی دو قدم راست و یکی دو قدم چپ را هم برای نقاط کور و احتمال خطای محاسبه و قس علی هذا گذاشته ام کنار . آدمیزاد کف دستش را که بو نکرده !

فردا شاید کنف اش کنم

لینک
۱۳۸٧/۱/٢٢ - میم . دانش