گوشه اینهمه تاریکی شب ،آخر اینهمه نور ترسو ؛از پس این همه برگهای چنار ابله ، وسط اینهمه برج بلند و مغرور ،کور سوئی پشت یک پنجره کوچک و باز از چراغی روی یک میز که دورش دونفر با دل خوش به سیاهی لب پنجره ها به بلندای برج به برگهای چنار ، میخندند .
لینک
۱۳۸٧/۱/٢٦ - میم . دانش