یک همکلاسی داشتم در دوره راهنمایی که مشکل فنی در ناحیه مستراح داشت و نمیتوانست تنظیم کند که چه زمانی برود که سر کلاس ، از معلم اجازه برای این قضیه نگیرد . حسابش از همه جدا بود . برای خودش هر وقت دلش میخواست از کلاس میزد بیرون و یک دورکی هم میزد و یکبار هم تغذیه اش را هم برده بود و بازی فوتبال بچه های کلاس سومی را نگاه کرده بود هفت خط . بعدها که آمدم دانشگاه کیفور بودم که دیدم برای قضیه نیازی ندارد گردن کج کنم و تازه دستم آمده بود پسرک عجب صفایی میکرده . البته یکبار هم معلم ریاضی مان که تازه عوض شده بود و دوزاری اش را نینداخته بودند که این زبان بسته را بیخیال ؛ بند کرد که میخواهد درس مهمی بدهد و همه باید باشند ؛ کسی حرف نزد . شاید همه میخواستند ببینند که اگر مثلاٌ باید برود و نرود چه میشود که افتضاحی به بار آمد . 

لینک
۱۳۸٧/٢/۱۱ - میم . دانش