به احترام  تو

خیالم بود وقتی باد تند از کنار گوشم رد میشود لابد دارد فرز میرود تا ابرها نخوابیده اند بنشیند وسط آسمان دورش دراز بکشند برایشان قصه های عاشقانه بگوید از عشق های واقعی ؛ که لبخندی گوشه لبهایشان بماند و بخوابند؛ که وقتی رفت گوشه چشم هایشان خیس شود . خوشحال میشود که عشق را یادشان میدهد . خیالم بود شبنم های صبحگاهی همین بغض های نیمه مانده است ؛ همین اشکهای ناخواسته . امروز اما بیشتر از شبنم همیشگی باران آمد . لابد داستان ختم به خیر نشده . لابد بغض ها نیمه نمانده . لابد میـــــــرزای عزیز را خوانده .

به باد سپردی یاد را 

لینک
۱۳۸٧/٢/٢۱ - میم . دانش