دو قدم بالا تر از سوپر مارکتی که عصرها میروم خرید کنم یک درخت چاق و چله هست که صدای هر جانور پرنده ای از آن وسط هایش می آید؛ جای یک سوزن هم خالی ندارد ؛ برگها را کنار بزنی پشتش باز هم برگ است باز هم که کنار بزنی جوانه هایی هستند که هنوز رنگ آفتاب ندیده اند و خلاصه حسابی پر پشت است . همین نیم دقیقه پیش یک کبوتر سفید از آن نامه رسانها آمد خودش را به زور چپاند لای این برگها . گمانم حامل پیامی بود . شاید صلح شاید اعلام جنگ 

لینک
۱۳۸٧/٢/٢٢ - میم . دانش