صدای کتری روی اجاق گاز که دست و پا میزند و از سوت کشیدن به شیپور زدن رسیده ؛ نور مزخرف این آفتاب نکبت که از لا لو های هر سوراخ سمبه ای یکجور خودش را جا میکند و یکراست میاید سراغ تخم چشم ات ، بوی این نان فانتزی لا مذهب که درست آمده سر کوچه مان دم و دستگاهی راه انداخته و صبح علی الطلوع پخت را شروع میکند مگر بیدارم کند ؛ که کرد . دستتان درد نکند رفقا!

لینک
۱۳۸٧/۳/٤ - میم . دانش