اول اینکه اگر از احوالات ما بپرسید میگوییم نپرسید که حالمان زار است و احوال خراب . قولنج کرده ایم  و مضافاٌ علی ذالک یحتمل چائیده باشیم . هر چند سرما در این تابستان زود رس بلاموضوع و بلا محل است اما اینرا اسلاف گفته اند که آن زمان از کولر گازی در تابستان چیزی نمیدانستند و حرجی هم متوجهشان نیست خدایشان بیامرزد . «آمین »

دوم اینکه دیروز تا به امروز دقیقاٌ دو روز را در معیت مهمانی از بلاد چین کبیربه صرف شیرینی و شام و مباحثه گذراندیم و پیام صلح رد و بدل فرمودیم و از قصبه ی شانگهای و حومه ما را مطلع فرمودند و  ما هم در عوض اگر خیانت نباشد اطلاعات مبسوطی از هوای تهران و لواسانات و ایضاٌ میدان تجریش و خیابان ولیعصر و حتی ایران زمین بدون چشم داشتی تقدیمشان کردیم . دوستی میگفت برای بدست آوردن هرچیزی باید یک چیزی را از دست داد . البته به نتایج بسیارش می ارزید که  یکی از مهم ترین آنها گمانم این باشد که اتفاق فرمودیم حول خیلی مسائل من جمله اینکه« انرژی هسته ای حق مسلم ماست » . مع الغرض اینها را مکتوب فرمودیم که دشمنان و معاندان خیال برشان ندارد که ما بلد نیستیم لابی کنیم .

سوم اینکه این جماعت موسوم به چشم بادامی ، حسابی با نمک اند آقا ! همین

من . لواسان . ایران

لینک
۱۳۸٧/۳/٢٥ - میم . دانش