جمعه تخیلی تر از این ندیده بودم . تا نزدیکی صلاه ظهر تحملش کردیم و لام تا کام به احدی نگاه معنی دار نکردیم . اما ابله از این حیای ذاتی ما سوءاستفاده کرد .دماغم بزرگ شود یا اینکه پری مهربان از دستم ناراحت شود اگر دروغ گفته باشم .طول کشیدن طبخ و بلع قورمه سبزی وعده داده شده از صبح تا نزدیکی های عصرانه انگلیس های مکار که همیشه ریگی به کفششان هست (حتی به شخصه شک دارم که چه وقت و چه جا این خصلت جاافتاده را به نفت ملت ما پیوند بزنند؟)قار و قور معده مبارک همچون شکم ترکهای عثمانی به هنگام صبح و ناشتا  آنسان که در تاریخ ذکر شده و از همه دردناک تر این موبایلو گراف های دوبار تکرار نازگل به بهانه نرسیدن تاییدیه ؛ جواب بدتر از سئوال و ماست مال همه چیز در کسری از دقیقه از سوی خود جانورش و نبود لا اقل یکی از اسباب دخانیات مجاز برای تمدد اعصاب و لا غیر باعث شد مثل موتور اتولی که کل یوم در مسیر درس و مدرسه و خانه و غیره  تا ظهر میتواند دوام بیاورد به تاریکی نخورده داغ کردیم./

لینک
۱۳۸٦/٤/٢۳ - میم . دانش