آقا برق من را گرفت ؛ از جا پریدم ، مردم و زنده شدم ، گوشت از تنم ریخت وقتی پشت به پنجره نشسته بودم و بی خبر از همه جا تمام نگاهم را انداخته بودم روی رنگهای یک ماهی فایتر نا غافل پشت سرم آسمان گفت : " گرووومب  "

لینک
۱۳۸٧/۱۱/۱٥ - میم . دانش