نشستم توی ماشین ، نگاهم افتاد به شیشه جلو. آنچه از شواهد بر می آمد و عینا برایتان مکتوب میکنم از این قرار بود که مقادیر کمی باران دیشب بصورت قاچاقی و مخفیانه از آسمان به زمین آمده اند . شاید آمده بودند سر و گوشی آب بدهند و ببینند اینجا احوال و اوضاعمان چطور است . ضمناٌ یک قطره از باران مذکور بسیار قطور و چلمن بوده که حسابی پخش شیشه جلو شده بود .شاید بیسیم چی یا تدارکات چی چیزی بوده .  از شدت برخورد و اثرات جای مانده از آنها هم میشود فهمید بسیار سریع تبخیر شده اند و خیالم همین روزها با نیروی کمکی به زمین برگردند . همین .گزارشات تکمیلی در کار نیست . برگشتم توی خانه ام اینرا به عرض برسانم و بروم گفتم شاید خوشحالتان کند . 

لینک
۱۳۸۸/٦/٢٠ - میم . دانش