اسمش دوودی است ؛ واقعاٌ دوودی هم هست . معمولاٌ اگر کارش داشته باشی میتوانی بین گلگیر و چرخ های جلوی آخرین والبته گرمترین ماشینی که توی کوچه پارک کرده پیدایش کنی ؛ این البته پاتوق پائیز و زمستان است . بهار و تابستان ها کوچ میکند و میرود روی کاپوت ماشین ها که باد بخورد و خنک بشود . زیادی از ماشین های جدید و مدل سال خوشش نمی آید ، هلاک میشود برای پیکان های قدیم آنهم از نوع جوانان . چرا که فاصله بین چرخ و گلگیرش مشتی است . در افسانه های قدیم این محل آورده اند که این یک قانون است که هر فلک زده ای که "دودی" ماشین اش را برای خواب انتخاب کرده بخواهد خارج از برنامه از ماشین اش استفاده کند و چرت دودی را بهم بزند ، باید صدایش را در گلویش بیندازد و با لرزش و خوف به دودی بگوید " معذرت میخوام دوودی " و اینطور از سرنوشتی وخیم جان سالم به در میبرد . همین چند روز پیش یک دخترک لوس بعد از دیدن دودی زیر ماشین اش جیغ بلندی کشید و فرار کرد و از سرنوشت اش هیچ اطلاعی در دست نیست .

لینک
۱۳۸۸/٦/٢٥ - میم . دانش