جیر جیرکها خیلی موجودات جالبی هستند ، انگار که اینها همیشه توی فرود آمدنشان در محاسبات دچار خطا میشوند ؛ شاید هم فرود آمدنشان بستگی به شدت جریان باد داشته باشد ، نمیدانم بهر حال سرتان را درد ندهم که دیشب یکی شان نشسته بود توی گلدان کاغذی . آن یکی رفته بود روی سر ستون راه پله های حیاط کنار ختمی . تا صبح برای هم جیر جیر و هارت و پورت کردند که مثلاٌ همدیگر را پیدا کنند و راهشان را بگیرند و بروند و تا صبح نگذاشتند من بخوابم . حالا که صبح شده و خیالشان راحت که تمام زورشان را زده اند و من بیخواب شدم صدایشان در نمی اید . لابد خوابیده اند . نه ؟ نمیدانم چرا خیلی اتفاقی هوس آبیاری گلدان کاغذی و سر ستون پله های حیاط به سرم زده ... این آب پاش من کو ؟

لینک
۱۳۸۸/٧/۱۸ - میم . دانش