*

عجب شوژه جالبی است این حریم شخصی . انعطاف پذیری خاصی نسبت به شرایط دارد ؛ یک وقتی میروی توالت و همانجا حریمت میشود و آنچنان قفل درش را سه دور می چرخانی که احدی نتواند واردش شود . اگر هم قفل نداشته باشد دستت را آنچنان پشتش میگیری که از قفل چفت تر میشود . هرچند در حالت عادی پول هم بدهند حاضر نیستی بروی و جلوی یکی از همین توالت عمومی ها بایستی از آن مراقبت کنی ، این از آنهاست که به هیچ وجه کسی ازش نمیگذرد . اما میشود جایی هم از این حریم با رضایت گذشت مثل همان دو مسافر تاکسی که اگر از قیافه هم خوششان بیاید شاید یکی جمع و جور تر یا بلکه هم گشاد تر بنشیند شاید اسباب تعلق خاطر پیش بیاید . بعضی وقتها هم غافل شوی حریم شخصی ات بلکه سی دی شد و از ناصر خسرو شاید پشت شهرداری و حتما تجریش سر در آورد .


لینک
۱۳۸٦/٦/۱٠ - میم . دانش