تقریبا با هر که مواجه میشوم مثل آدمهای ماشینی رفتار میکند _کسی که که حتی واقعا خودش را هم نمیشناسد . تنها کسی که میشناسد شخصی است که تصور میکند باید باشد . تکه کلامهای بی معنا و گذری اش جای دو کلام حرف درست و حسابی اش را گرفته ، لبخند های سرد و تصنعی جای قهقه خوشحالی . فی الواقع در زندگی این آدم دو چیز مهم است . اولا اینکه احتمالا از بیماری حاد روانی چند شخصیتی و بحران آن رنج میبرد . و مهمتر اینکه اصولا با ما میلیونها نفری که در این شهر با او همشهری هستیم هیچ تفاوتی ندارد .
 Erich fromm
لینک
۱۳۸٦/٦/٢٠ - میم . دانش