کاسه بازی یکجور سرگرمی محسوب میشود . مواد لازمش هم این است که یک عده تماشاچی تقریبا علاف و البته مشتاق بعلاوه یک آدم با تجربه و ماهر که بتواند به خوبی ملت روبروی خودش را دست به سر کند و سر کارشان بگذارد یکجا جمع شوند .سه عدد کاسه ، پوسته نارگیل یا گردو یا هرچه گرد باشد جلوی چشمهای خیره و منتظر چیده میشود و تنها یک گوی را جلوی چشم خلق الله میگذارند زیر یکی از آنها . دقت داشته باشید که فقط یک گوی به عنوان حقیقتی که گم خواهد شد و باید پیدا شود . آنهم نه از راه درست ! که از راه حدس . تقریباٌ به این شکل ایجاد عطش در یافتن حقیقت در بیننده و منظور اصلی بازی که همان سر کار گذاشتن خلق الله است و گل آلود کردن آب برای ماهی گرفتن تامین شده است . بازیگردان کاسه ها را با سرعت میگرداند و جایشان را عوض میکند . همهمه ای بین ناظران شکل میگیرد . یکی خیال میکند زیر کاسه سمت راستی است ؛ یکی مطمئن است که زیر کاسه وسطی است و یکی دیگر حاضر است برای اینکه به دیگری بفهماند حقیقت زیر کاسه سمت چپی است بزند پای چشم آن یکی که گفته سمت راست است . حتی کسانی هم هستند که بی خیال ، از پایه ؛ اعتقاد و علاقه ایی به این بازی ندارند و آن را مسخره بازی میدانند و عاقل اندر سفیه به تماشاچیان مینگرند . این سه ناظر میتوانند سه برادر باشند ؛ سه دوست ؛ سه همکلاسی ؛ سه همکار یا شاید صرفا سه نفر همزبان و هموطن . هر کدام که باشند مهم اینست که برای لحظه ای همه چیز را فراموش میکنند و برای اثبات سریع فهمی خویش به تحریم یا که تخریب طرف روبرو دست بزند . لابد بعدش را هم خودتان میتوانید حدس بزنید . 

 اینکه انتخابات این دوره ایران برایم خیلی شبیه به این بازی بود عقیده ی من است . اینکه حقیقت به شکل غیر منتظره ای دستخوش بازی شد ؛ اینکه چه خوب بود قبل از اینکه بازی رو به آخر برسد و کافه تعطیل شود میفهمیدیم که این یک بازی است و بازی صرفا باید به عنوان سرگرمی تلقی شود . اینکه اصلا همه این افتضاحات وقتی پیش می آید که ما عادت کرده ایم همه جا توقع برنده بودن داشته باشیم . حس پیروزمندی که باعث میشود سرگرمی معمول مان هم تبدیل به رقابت نفس گیری شود و تا حد یک مسئله واقعی زندگی برایمان مهم .

گمانم لازم است بگویم بعد از پرس و جو از ویکی پدیا ؛ آن غول دانا ؛ درباره کاسه بازی کاشف به عمل آوردم که تاریخچه این بازی بر اساس مقادیری از صور و اشکال بدست آمده ازایام قرون وسطی مربوط به بلاد  بریتانیای کبیر است و بعضی معتقدند که منسوب به یک آمریکائی است که البته قول اول قطعی السند تر بنظر میرسد .

Shell Games>>>

/ 6 نظر / 4 بازدید
شیما

سلام مرسي كه اومدي گفتي چه كار كنم ولي وقتي اون كارو مي كنم ديگه هيچي ديده نمي شه حتي او خطايي كه نمي شه خوندشون مثل اينكه بايد بيشتر تلاش كنم D: آتيش زير خاكسترم يه روز خاموشش ميكنن

شیما

سلام مرسي كه اومدي گفتي چه كار كنم ولي وقتي اون كارو مي كنم ديگه هيچي ديده نمي شه حتي او خطايي كه نمي شه خوندشون مثل اينكه بايد بيشتر تلاش كنم D: آتيش زير خاكسترم يه روز خاموشش ميكنن

شیما

بالاخره تونستم بخونم اینجارو حقیقت به شکل غیر منتظره ای دستخوش بازی شد

بک

کاش حداقل تماشا چیانی که از بیخو بن با این بازی حال نمی کنند برای تماشا نمی آمدند که حالا کاسه باز فکر کند چه خبر هست زیر دستانش! تا شاید تماشا چیان دیگر پای چشمان هم را با مزرعه کاشت بادمجان اشتباه نگیرند

سامان

پنجره رو به بلنداي چنار زرد و سرخابي و سبز سايه ابر سياه ياد لوركا، ارنست شعر احمد، حافظ...