نشسته ای وسط رفت و آمد ؟ وسط تردد ؟ روبرو را نگاه میکنی ؟ آنطرف جاده که چیزی نمانده بود برسی ؟ دقیقاٌ روی خط ؟ جا قحط بود ؟ میبینی هر کس می آید بی تفاوت از رویت رد میشود و بیشتر زمین گیرت میکند ؟ همینجا بمان شاید فردا لاشخورها سر ظهری وسط آفتابی آمدندبر جانت نشستند و هر تکه ات به جایی دور سفر کرد آنهم قعر شکم یک لاشخور . شاید جاودانه شدی!

شرح : جسد سگ ولگردی را وسط جاده دیدم . لابد میخواسته از جاده رد بشود یا شاید از زندگی سیر بوده یا گیج یا عاشق یا هلش دادند یا هرچه . بهر حال این صرفاٌ یک گزارش انهدام بود همین .

/ 2 نظر / 5 بازدید
بهزاد

چند وقت|پیش به شوخی به راننده گفتم از روی این سگه رد شو نامرد نکرد بگه بی خیال در جا رفت روی کمر سگه تازه سگ رو انداخت سمت چرخ من استوخواناشو زیر پام احساس کردم

نقطه‌الف

سگ ولگرد...چیزی که نمیشه نوشت. باز گفتم شاید شب یلدایی پست دیگه‌ای داشته باشی تا بشه براش نوشت: یلدا مبارک! :)